بیماران سه دسته اند:
۱. بیمار نفس ۲. بیمار قلب (دل) ۳. بیمار روح
منافق از نظر نفس بیمار است
مومن از سوی دل
و عارف از جهت روح
داروی منافق جهنم است
داروی مومن شناسایی و محبت خدا
و داروی عارف ملاقات و تقرب به اوست.
بیماری جسم را سر انجام می توان از راه های تشخیصی پیدا و درمانش کرد ولی اگر دل بیمار شود راه درمانش آشکار نیست.
(( تن اگر بیمار شد بر سر میاریدم طبیب ای عزیزان کار تن سهل است فکر دل کنید))
دل چون قلب نیست که بیماری اش نشانه های مشخصی داشته باشد و ممکن است باور نکنند که بیمار است.
(( باور کس نشود قصه بیماری دل تا گرفتار نگردد به گرفتاری دل ))
ادامه مطلب »
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 |
بهترین هدیه آن است نوار بسته بندی آن رشته های دل شما باشد لئوبوسکالیا
برچسبها:
جملات زیبا
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در دوشنبه هشتم اسفند 1390 |
حافظ هم چون مولانا، عطار و ... داداده ای استکه از درد دل پنهانی ناله هایی دارید با وجود این حاضر نیست درد دلش را با دل در میان بگذارد زیرا ممکن است راز نهانش فاش گردد.
در این شهر دلی را که گم کرده ام و در جستجویش هستم کسی نیست مرا کمک کند و مطلوب مرا جستجو کند من بی خبرم اما در پی دل عشوه گری هست تپش های ، بی دلم بی هوده نیست. ای دلدادگان پس حتما خیری هست که من نمی دانم. او شاد است که جان دادنم نزدیک شده و من خوشحالم که درد دلم از او خبری هست که من نمی دانم. او شاد است که جان دادنم نزدیک شده و من خوشحالم که درد دلم از او خبر می دهد. دلم از بخت فریبی خورد پنداشت که تو را با من نظری هست مرا به عشق دیگری تهمت زده ای کاش می پرسید مگر غیر از تو خدایی دیگر هم وجود دارد؛ پس چگونه ناله نزنم که در این سینه دل زاری دارم آیا در خانه ای که بیماری باشد راحتی وجود دارد؟
برچسبها:
درد دل,
عشق,
دل
ادامه مطلب »
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در دوشنبه هشتم اسفند 1390 |
هدف روح در دل نهفته است و از نماهای بیرونی نمی توان در باره اش حکم کرد.
جبران خلیل جبران
برچسبها:
جملات زیبا
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در شنبه ششم اسفند 1390 |
گفتیم در بدن آدمی کانونی وجود دارد که در آن جا عشق و جان به هم می
پیوندد و این کانون همان دل است این دل شما است که با حضور عشق به درد می آید یا
متورم می گردد و رحم و شفقت و ایمان را حس می کند که به نظر می رسد پر است یا
خالی. در مرکز قلب مرکز ظریف تری وجود دارد که جان را تجربه و لمس می کند اما جان
به عنوان نوعی احساس یا درک جسمانی حس نمی شود مرکز دل معنوی دقیقا در پشت استخوان
جناق سینه قرار دارد.
آمد دل تا
درد نهانم گفتن گفتا ز برای او چه دانم گفتن
گفتا که از آن دو چشم یک
فخر بگوی گفتم که دو چشم را چه تانم
گفتن
این مرکز
محل زیستگاه هیجان های ما و بسیار شکننده است؛ اما به طرز شگفت آوری ترمیم پذیر
نیز هست. با فریفتن دل راه به جایی نمیبریم دوام آن در گرو صداقت ماست بسیار وقت
ها از ترس دلشکستگی به پناه امن خود باز می خیزیم به جایی که از آن آموخته ایم بر
دردمان سرپوش بگذاریم یا اصلا وجود آن را حاشا کنیم آن گاه خود را در امان نشان می
دهیم دست و پنجه نرم کردن با دردهای دل برای دگرگونی ضروری است کمتر چیزی با ارزش
و پایدار یافت می شود که بدون درگیری به دست آید اگر چیزی نباشد که با ما مقابله
کند عمل کردن را به یک سو خواهیم نهاد که حاصلش تن به رضایت دادن است و عاقبت در
خواهیم یافت که بی دردی لزوما بهترین وضعیت نیست.
شجاع کاشی
میگه:
ای دل از
درد تو بی تابی و من بی طاقت چاره
صبر است که آن هم نه تو داری و نه من
برچسبها:
درد دل,
عشق,
دل
ادامه مطلب »
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در جمعه پنجم اسفند 1390 |
خیانت چیست؟
این روزها می گویند هر ارتباط پنهانی خیانت است
این روزها خیانت را هم مثل عشق و عقل نمی شناسند
آیا این کار های امروزی اینکه عشقی که وجود ندارد تمام می کنند
عشقی که لحظه ای بوده و هیچ دلیل عقلانی ندارد
بدون وجود وفا
بدون وجود شناخت
بدون وجود تفاهم همان تفاهم های عشق
آیا این خیانت است؟
وقتی اسم خیانت میاید یاد میوه خوردن آدم می افتم
او به قولی که به خدا داده بود خیانت کرد
خیانت را چگونه بنویسم حتی نوشتنش آزارم می دهد
دلم می خواهد قلم خشک شود
اصلا نمی دانم من هم خیانت را می شناسم
یا کاری که دیگری با من کرده است را خیانت می دانم
اما آیا این کارهایی که ما آن ها را خیانت می دانم از منظر خداوند هم خیانت است
کسی چه می داند
ما همان طور که عشق را بی ارزش کرده ایم به خیانت ارزش نمی دهیم
چه هستیم ما انسانیم؟
وقتی که ما را ترک می کند می گوییم خیانت کرد
خودمان چه بعد از مدتی او را فراموش می کنیم
اسم این چیست؟
خیانت نیست؟
من که می گوییم این هم با خیانت هیچ فرقی ندارد
مگر کار او بد نبود چرا ما آن را تکرار می کنیم
نه من که می گوییم خیانت چیز دیگری است
خیانت آن است که وقتی کسی به کسی خیانت می کند
آن که به او خیانت شده خیانت کار را هرگز فراموش نکند
یعنی اگر تو هم او را فراموش نکردی می توانی بگویی او خیانت کرد
شاید هم این حرفهای من اشتباه است و من هم خیانت را نمی شناسم
شاید حرفهای من هم همه پوچ است
نمی دانم خسته شدم
این دل نوشته از خودم بود
برچسبها:
دل نوشته
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در چهارشنبه سوم اسفند 1390 |
در لرزش برگ های کوچک رقص نادیدنی هوا را می بینیم و درخشش آنها تپش های پنهان قلب آسمان را می شنویم مسیحا برزگر
برچسبها:
جملات زیبا
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در سه شنبه دوم اسفند 1390 |
به نام خدا
باید دانست که این پاکی انبیا و صدیقان است و پاکی در هر مرتبه نصف عمل است. اینها ممکن نمی شود مگر غیر خدا از آن جا کوچ کند زیرا خدا با غیر، در یک دل جمع نمی شود. چنان که یاد شد پاک ساختن دل از غیر خدا نیمی از عمل دل است و نیمه ی دیگر تابیدن نور حق در آن است.
جلال احدیت بر بقای بشریت منت می نهد که شما را دو چراغ افروختیم:
یکی در دل دیگری در پیش پا، آنچه در پیش است احکام الهی و آنچه در دل است چراغ ایمان است.
دل آدمی در حقیقت همان جام جهان بینی است که خداوند در کالبد او به ودیعه گذاشته است و صندوقچه ی اسرار الهی است که انسان باید این راز را کشف کند و به عظمت دل آگاه شود .
حافظ شیرین سخن می فرمایید:
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا می کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش کاو به تایید نظر حل معما می کرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست و اندر آن آینه صد گونه تماشا می کرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم؟ گفت: آن روز که این گنبد مینا می کرد
بی دل در همه اهوال خدا با او بود او نمی دیدش و از دور خدا را می کرد.
این همه شعبده ی خویش که می کرد اینجا سامری پیش اسا و ید بیضا می کرد
گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
فیض روح القدس از یار مدد فرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
گفتمش سلسله ی زلف بتان از پی چیست؟
گفت حافظ گله ای از دل شیدا می کرد.
برچسبها:
زبان دل
ادامه مطلب »
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در سه شنبه دوم اسفند 1390 |
عشق،
محبت
چه ارتباط عجیبی دارند این دو واژه
این روزها هرکه عاشق است محبت می کند
هرکه محبت می بیند عاشقی می کند
اما آیا عشق فقط یک محبت کردن و محبت دیدن است
عقل چیز دیگری می گوید، نمیدانم ولی عقل می گوید محبت برای عشق کافی نیست
عشق طالب بسیاری از زیبایی های عالم است
عشق صداقت می خواهد
عشق شناخت می خواند
عشق رویاهای مشترک می خواهد
عشق رفاقت می خواهد
عشق تفاهم می خواهد
نه فقط این تفاهم های دنیوی تفاهم مذهب می خواهد
عشق حضور می خواهد، عشق وفا می خواهد، عشق قدرت بخشش می خواهد
عشق سازگاری می خواهد
این روزها عشق را چه بی ارزش کرده اند، لحظه ای عاشق می شوند،
عشق را نمی توان در یک لحظه فهمید
برای عشق باید شناخت
برای عشق ورزیدن نیمی از خواسته های آن کافی است
کافی است تا عاشق شوی
نیمی از این خواسته های عشق کافی است تا عشق از سنجش عقل سر بلند گذر کند و عاشق بتواند عاشق شود
دنیای عشق خیلی بزرگ است این ما هستیم که با بی عقلی عشق به این بزرگی را حقیر می کنیم
این دل نوشته از خودم بود
برچسبها:
عقل و دل,
عشق,
دل,
دل نوشته
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در جمعه هفتم بهمن 1390 |
بهترین و زیبا ترین چیزهای جهان را نه می توان دید نه می توان لمس کرد اینها در دل احساس می شوند.هلن کلر
از این به بعد هر دوتا مطلب یک جمله زیبا
برچسبها:
جملات زیبا
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در جمعه هفتم بهمن 1390 |
دل زبانی دارد که نمی توان آن را شنید فقط بایستی با دل درک کرد. زبان دل چون زبان گفت و گو نیست که طرف مقابل برای فهمیدن مطلب اجبار به یادگیری آن زبان داشته باشد. بایستی چشم و دل بینایی داشت تا زبان دل طرف مقابل را از حرکات چسم طرف فهمید
شمس تبریزی می گوید:
«چشم دل باز کن که آن بینی آنچه نا دیدنی است آن بینی»
بسیار دیده شده وقتی مشغول خوردن چیزی هستید بچه ای که قدرت حرف زدن ندارد چگونه با نگاه تقاضای دلش را برای خواستن و خوردن آن چیز ابراز می دارد. یا این که فردی با تغییر حالت چشم ها با ایما و اشاره برای امر و نهی یا غضب و خوشحالی حرف دلش را به طرف مقابل می فهماند. وقتی شما در برابر خانه ی خدا یا بقیه ی ائمه ی اطهار قرار می گیرید خواسته های خود را با زبان دل می گویید. در حالی که چیزی بر زبان نمی آورید.
نوشین می گوید:
«به صد زبان نگهش را ز دل بیان می کرد به خلوتی که زبان از نیاز الکن بود»
ادامه مطلب »
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در جمعه هفتم بهمن 1390 |
من این عکس رو خیلی دوست دارم
ببخشید تو تدامه مطلب میذارمش واسه جلوگیری از کاهش سرعت باز شدن وبم حتما ببینین
ادامه مطلب »
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در دوشنبه سوم بهمن 1390 |
آیا دل همان قلب است؟
نظر شما چیست؟
دوست دارید پاسخ را بدانید؟
به ادامه مطلب مراجعه کنید
برچسبها:
قلب یا دل,
دل,
عشق
ادامه مطلب »
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در جمعه سی ام دی 1390 |
وقتی دختران می گویند او با چه کسی است
وقتی پسرها می گویند او با من است
وقتی دل ها می گوید من عاشق او هستم
وقتی عقل ها.....
عقل ها هیچ نمی گویند
گویی خداوند عقلها را آفرید تا فقط ما بگوییم عقل داریم
و خود ندانیم چیست و چه داریم
از آن استفاده نکنیم و راه دل پیش گیریم
به راستی خداوند عقل را آفرید و گفت
برترین نعمت است
چگونه برترین نعمت جلوی دل زانو میزند
و دل راه ها را بر او میبندد
به راستی عقل والاتر است یا دل
نمی دانم دیگر از این دل خسته شده ام
سری به عقل زدم او میگفت
تو دیوانه ای تو مرا به فنا دادی
به خودت نگاه کن چه کرده ای
چه داری ، هدفت از این زندگی پوچ چیست
کجا می روی
اصلا می روی یا به عقب بر می گردی
لحظه ای مات و مبهوت ماندم
با خود گفتم خداوندا
تو عقل و مغز را در بدن من قرار دادی
چند لحظه بی اختیار گریستم
اشکهایم که بند آمد دوباره با خود گفتم
این عقل چیست که گویند انسان را اشرف مخلوقات ساخته
ولی در مقابل خواسته دل
سر تعظیم فرود می آورد
گفتم من دیگر نمی گویم مغز دارم
نگویم عقل دارم
گویم دل دارم دلی که عقل و مغز
در برابر دستورات او زانئ می رنند
لحظه ای بر قی بر چشمانم جاری شد
گویی عقلم به کار افتاد
از همه چیز بریدم
پنداری دوباره متولد شدم
دوباره لحظاتی گریستم
گفتم آری این عقل است
عقل را شناختم
می دانی عقل چه می گوید
عقل می گوید
با دل دوست بدار ولی با عقل بسنج
با دل دوست بذ=دار ولی باعقل به گذر آینده برو
گفتم خداوندا مرا ببخش
و دوباره تا صبح گریستم
این دل نوشته از خودم بود
برچسبها:
عقل و دل,
عشق,
دل,
دل نوشته
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در جمعه سی ام دی 1390 |
می دونم زیاد جالب نیست کار خودمه اجله ای درستش کردم اینشا الله بعد امتحانا یه دونه خوبشو درست می کنم واستون

برچسبها:
عکس عاشقان,
عشق,
عکسدونی
نوشته شده توسط رضا کرمانیان در جمعه سی ام دی 1390 |